خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
396
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
هر حكمى كه در قضيهاى وجود دارد يا داراى سببى است و يا بدون سبب است . سبب ، يا نفس اجزاى قضيه است و يا امرى خارج از آن . در هردو فرض يا سببيت سبب از نظر عقل واضح است و يا نه . اگر حكم در قضيه داراى سبب باشد ، با توجه به وجود سبب ، وجود حكم واجب است ، اما با توجه به عدم سبب ، عدم حكم واجب نيست بلكه ممكن است . ازاينرو هر حكمى كه داراى سببى باشد صرف دانستن حكم ، بدون آگاهى از سبب حكم ، يقينى نخواهد بود ، زيرا مقتضى وجوب حكم با آن مقارن نشده است ، و بنابراين اين آگاهى ممكن الزوال است . اگر حكم داراى سبب بوده و آن سبب يقينى است و عبارت از نفس اجزاى قضيه است ، يعنى موضوع لذاته مقتضى ثبوت محمول يا نفى آن از خود ( موضوع ) است و اين سببيت از نظر عقلى واضح و ضرورى نيز باشد ، اين قضيه اوّلى بود و نيازى به اثبات از راه قياس ديگر ندارد . و اما اگر حكم داراى سبب باشد ، يا سبب نفس اجزاى قضيه بوده ولى واضح نيست و يا امرى خارج از ذات اجزاى قضيه باشد ، بايد آن را به قياسى برهانى اثبات نمود . و در اين قياس ، حد اوسط يا سبب حكم است هم در خارج و هم در عقل و يا فقط در عقل سبب حكم است . از اين بيان معلوم شد كه حد اوسط در قياس برهانى همواره سبب وجود حكم در عقل است و به تعبير ديگر علت تصديق حكم است . اكنون بايد گفت : حد اوسطى كه سبب وجود حكم در عقل است يا در خارج هم سبب وجود آن است - يعنى هم علت تصديق به ثبوت اكبر براى اصغر يا انتفاى آن از اين در عقل است و هم علت ثبوت اكبر براى اصغر يا انتفاى آن در نفس الامر است - و يا اينگونه نيست . اگر هم در عقل و هم در خارج حد اوسط سبب باشد ، آن برهان ، برهان لم ناميده مىشود . زيرا به هردو وجه لميّت را افاده مىكند . و اگر حد اوسط علت حكم در خارج نباشد ، « 1 » آن برهان ، برهان انّ ناميده مىشود ، زيرا فقط مفيد ثبوت و انيّت حكم است .
--> ( 1 ) - يعنى حد وسط سبب وجود حكم بود در عقل و بس .